راستش خیلی فکر نمی کردم وبلاگ یا سایت جامعی در مورد مطالعات فرهنگی وجود داشته باشه!! از راز شروع شد که از ویکیپدیا ردیابیش کرده بودم و لابلای مطالب خصوصی و خانوادگیش یه چیزایی هم از مطالعات فرهنگی میگه. البته قبلترش سایت ناصر فکوهی بود که خیلی تخصصیه. بعد همین چند وقت پیش بود که یهو حجم عظیمی از شبکهی به هم پیوستهای از وبلاگهای مربوط به این موضوع رو پیدا کردم و .... شگفتی و یأس!! نمیدونم چرا با وجود همهی تلاشهام و همهی خوندنها و همهی روحیه دادن و تشویق بقیه و کلی شنیدن این که "تو میتونی"، اینقدر اعتماد به نفسم پایینه راجع بهش. نمیفهمم. حتی یادآوری اینکه با وجود همهی نخوندنهام کنکور سال پیش رو گند نزدم هم خیالم رو راحت نمیکنه. یه چیزی کمه. یه چیزی مثل این که به جای شیش سال سر و کله زدن با ریاضیاتی که حتی حالا هم به زحمت میتونم خودمو راضی کنم اون قضیه ی تیلور نفرتانگیزو که مثل نخود تو هر آشی پیداش میشد رو یادم بیارم، باید همینو میخوندم. باید مارکس و دروکیم و بوردیو و مالینوفسکی میخوندم. نه این که الان کشته مردهی نظریات اینا هستم ها. ولی موضوع اینه که این آش شله قلمکاری که از ادبیات، روانکاوی، جامعهشناسی، تاریخ، اسطوره و باقی چیزا درست میشه خوب به مزاج من سازگاره. فقط ای کاش یه کم حافظهی بهتری داشتم.. اینجور وقتا که خیلی بی اعتماد به نفس میشم، حرف اون آقای کتابفروشی منابع علوم اجتماعی تو بازارچه کتاب یادم میاد که بهم گفت واسه رتبهی یک بخون فقط. با وجود اینکه تقریبا مطمئنم اینو گفت که به شرکت تو کلاسهاش ترغیبم کنه، ولی میخوام سعی خودمو کنم.

