تبليغاتX
چهارچوب
چهارشنبه سوم مرداد 1386

خاطره‌ها بس نیستند، برای این دلتنگی. نگاهم نکن. وحشی شده‌ام. چنگ می‌کشم و جای ناخن‌هایم می‌ماند روی صورتی که می‌بوسمش هی و تمام نمی‌شود.

نيامدي هم عيب ندارد. دست دست نمي‌كنم. مي‌روم روي اقيانوس، با همه‌ي‌ بادهاي شمال مي‌خوابم و موج‌هاي عشق‌بازی ما تو را مي‌برد تا جزيره‌هايي كه پر است از بومیانی كه جان مي‌دهند براي يك تكه گوشت تازه‌ي آدم.

سيراب مي‌كنم باد را و خوابم مي‌كند توي آشيانه‌ي عقابي كه كوه‌هاي الدورادو را نشانمان داده بود. جوجه‌هاي حرام‌زاده‌ام را مي‌گيرم زير كرك و پري كه مدت‌هاست ريخته‌اند و شبانه با باد زوزه مي‌كشم و دنبال استخوان‌هايي مي‌گردم كه آدمخواران به دريا مي‌ريزند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:6  توسط نرگس  | 

~ ~ ~