ببینیم، بشنویم،
قضاوت نکنیم...
سعی کرده ام عادت کنم به قضاوت نکردن آدما، خیلی سخته، خیلی.
عادت کرده ام به زیر و رو شدن، و سرسختانه تلاش می کنم که عادت نکنم....
زنک احمق اسم انتخاب کرده: عادت می کنیم... آخه هیچ پیش خودش خیال نکرد می تونست یه فحش بهتر انتخاب کنه و بچسبونه رو جلد اون کتابی که نخونده مش و نمی خوام هم بخونمش، ولی هردفه که یه جا می بینمش حرصم می گیره...؟
عادت نمی کنم خوب.

